عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
42
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
درين آيت بشمرد مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ اين همه گرد دوزخ در گرفت و راه آن بر مراد و هواء نفس نهاد - تا هر كه بر پى مراد و هواء نفس خود رود بعاقبت سر بدوزخ باز نهد آن گه گفت : يا جبرئيل ! اكنون بازنگر اين دوزخ را يعنى كه تا راه آن به بينى . جبرئيل چون آن ديد گفت : بار خدايا ! ترسم كه هيچ كس نماند از ايشان كه نه در دوزخ شود . پس مصطفى از راه هر دو سراى خبر داد گفت : « حفّت الجنة بالمكاره و حفت النار بالشهوات » . - روندگان در نابايست قدم در بهشت نهند ، و اندكا كه ايشان خواهند بود ! - و روندگان در شهوت قدم در دوزخ نهند ، و فراوانا كه ايشان خواهند بود ! آن راه بهشت پر بلاست و بانشيب و بالاست ، و آن راه دوزخ آسانست و بر نفسها نه گران است ! ألا انّ عمل الجنة حزن بربوة ، الا ان عمل النار سهلة بشهوة . قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ الآية . حديث دشمنان و صفت زندگانى و غايت مقصور ايشان باز نمود و بيان كرد ، باز درين آيت ديگر قصهء دوستان در گرفت آنان كه امروز تقوى شعار ايشان و فردا بهشت و رضوان سرانجام كار ايشان ، گفت لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ - هم چنان كه تقوى را مراتب است بهشت را درجاتست : اول درجهء جنة المأوى است ، و اول رتبه در تقوى از حرام و هواء نفس پرهيز كردن است . قرآن مجيد هر دو درهم بست و گفت : وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى . و اعلى درجات جنة عدن است ، و به از جنة عدن رضوان اكبر است - پس غايت مقصد بهشتيان رضوان اكبرست . چنان كه رب العالمين گفت : « وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ » - و اين رضوان اكبر كسى را بود كه بنهايت تقوى رسد - و نهايت تقوى اين است كه هر چه داغ حدوث و نشان آفرينش دارد همه را دشمن خود داند ، چنان كه خليل گفت « فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ »